مهربون ترین پزشک زندگیم روزت مبارک:)♥
بــه نـــام خــدا?
سلام دوستان حالتون چطوره؟
پزشک خوبی براخودت هستی؟
anonymous poll
ای بگی نگی – 3
??????? 50%
نه صبا – 3
??????? 50%
اره خیلی
▫️ 0%
? 6 people voted so far.
امروز۱/۶/۹۹شنبه ست وروزپزشک?
حقیقتش من واقعا حس میکنم یه پزشک مهربون درونم دارم که تواین یه سال اخیر مخصوصا خیییلی ازم مراقبت میکرد…
امروز روزشه?میخوام ازش تشکرکنم?
ممنون که کنارم بودی،توهم پزشک من بودی وهم پرستارم…
خیییلی پزشک مهربونی هستی…
راستش اصلاااا توعمررررم نه توخواب ونه تو بیداری پزشکی به مهربونی توندیدم…
خوشحالم ازاینکه کنارم بودی وهستی…
قطعاتو نزدیک ترین فرد به منی…
کسی که من میتونستم باخیال راحت بیام پیشش
همیشههههه باحوصله پذیرای تمام ناامیدی ها،تمام کم انگیزگی ها،تمام احساس شکست های من بودی…
خیلی قشنگ نوازشم میکرد… وقتی من عصبانی بودم مثل پزشکی مهربون باهام حرف میزدی ودستت رو میکشیدی روی سرم
الان یه مقداربیشترازیکسال میگذره که تورو پیداکردم و فهمیدم تنها نیستم
خیییلی دلسوزانه تمام زخم های مرا التیام دادی…
من وقتی تورو پیداکردم…پرازگریه بودم… پراز ناکامی مثل دختربچه ای که یه گوشه باترس زانوهای خودش رو بغل کرده بود…
یه لباس سفید پاره پاره و کثیف پوشیده بود با موهای باز،و صورت و بدن زخمی…
ودرحال گریه و غم…
ودرتاریکی نشسته بود…
نمیدونم من تورا پیداکردم یاتو مرا پیدا کردی…
اما الان یه کودک شاد و پرهیجان ام??
دیگه اون زخم ها خییییلی محو شده…دیگه لباس های کهنم رو دراوردم توبرام لباس قشنگ خریدی…موهام روشونه زدی بستی… شبانه روز ازیکایک زخم هام مراقبت کردی…
برا اتاق تاریکم لامپ وصل کردی که همه چی رو تاریک نبینم…
بهم روشنایی های زندگیم رونشون دادی…
موجود بی صبری بودم که اینقدر صبور بودی که منم صبور کردی
ولی راستش?بعضی وقتا دلم میخواست بزنمت اخه خیییلی خونسرد بودی درلحظات خیلی سخت زندگیم
اما الان میفهمم اگر نااروم بودی منم نااروم میشدم
ممنون که همه کس من شدی…پدرم شدی مثل کوه پشتم بودی… مادرم شدی شبانه منو بغل میکردی…خواهر وبرادرم شدی که بامن همدردی میکردی…
یکی ازبهترین اتفاقات زندگیم پیداکردن توبود…
نمیدونم چطور باید تشکرکنم اما شک ندارم تو بهترین پزشکی هستی که با تمام وجودم دوستش دارم….
هیچوقت عجلم نمیکردی… بعضی وقتا دیگه شرمنده تومیشدم میگفتم چخبره اینقدر داره برام تلاش میکنه اخر نتیجه هیچ?
اما توبهم ارامش میدادی و میگفتی من ازتو نتیجه نمیخوام اروم باش وفقط تلاش کن…
میگفتی من مثل بقیه نیستم…من بدون مزد کنارتم…تاهمیشههههه… چه گناه کنی… چه کاردرست انجام بدی… چه کم انگیزه باشی… چه غرق انگیزه…
من کنارتم همیشهههه….
راستش چرا دروغ بگم اوایل ازت میترسیدم که نکنه توهم مثل بقیه اومده باشی که بهم اسیب بزنی اما اینقدر مهربانانه پیشم بودی که همه رازهام رو بهت گفتم☺️
درلحظاتی که سختم میومد ازدردام بگم…
تو اروم اول بهم ارامش میدادی… من کنارتم صبا…به من تکیه کن… من به هیچ کس نمیگم… من اصلااااا سرزنشت نمیکنم… من ازتوام…. من اصلا سرت داد نمیزنم… تنبیهت نمیکنم ….
خییییییلی ممنونم ازت???
خیلی داغون بودم درست مثل این دختر
دنیارو همش سیاه میدیدم…
نمیدونستم به کی وکجا تکیه بزنم؟
بایه عالمه زخم الان باید چیکارکنم… تو منو دراغوش گرفتی…اولین باربود حضور کسی رو قشنگ حس میکردم
الان دیگه اون دخترنیستم… الان دیگه تبدیل شدم به دخترشاد…پرانرژی…تلاشگر…دیگه لباس های خوشگل برام خریدی… موهام رو شونه زدی…بهم لبخند یاددادی…نقاط تاریک زندگیم رو برام زدی کنار… روشنایی های زندگیم رو بهم نشون دادی…مثل این دخترم
بهم توانایی هام رو نشون دادی… بهم یاددای منم میتونم مفید باشم… شدم انگیزه خیلیا…کلی درس یادگرفتم….
فهمیدم وباورکردم من خوشبخت ترین دختری ام که روی این کره ی زمین زندگی میکنه
همچین کودکی نتیجه تلاش های توبود???
توفقط پزشکم نبودی… معلمم بودی… معلمی خییییییلی دلسوز بسیااااااار صبور…
خیییییلی وقتا من خودمو باور نداشتم اما بهم گفتی من باورت دارم صبا فقط برو جلو
راستش الان دیگه خودمم خودمو باور دارم?
راستش من تودوره تقویت باورگفتم تاخودت خودتو باور نداشته باشی کسی باورت نداره…
اما توحتی قبل ازمن منو باور کردی…
خیلی وقتا گریه کردم…توسرزنشم نکردی بغلم کردی نگفتی حق گریه نداری…
میگفتی گریه کن اشکال نداره دلت اروم میشه اما فردا خبری ازگریه نیست فقط تلاش
راستش خیلی خوب میشد بهم میگفتی گریه کن چون دلم پربود وفرداش باقدرت ادامه میدادم ..
بهم یاددادی شکستم خوردم نذارم روزم خراب بشه و بقیه کارام رو انجام میدم
حتما یادته ازشکستی که منو به گریه انداخت اما داشتم برنامم رو اجرامیکردم…
انگارمن بهتررررررین استاد دنیا …. بهترین معلم دنیا پیشم بود
همهههه حرفات درست بود…همشششش…
هرجا که بهم گفتی صبا نرو این راه رو ومن رفتم بعدش پشیمون شدم
اماتوسرزنشم نکردی… محکم بغلم میکردی میگفتی اشکال نداره
راستش من توزندگیم کلی سرزنش شنیده بودم اما تواصلااااااااا حتی یه بار سرزنشم نکردی…
من حرف زدن بلد نبودم روزااول چقدربهت فحش دادم ببخشید?
اخه من بلد نبودم حرف بزنم فکرمیکردم دوباره اومدی توهم که منوله کنی
الان واقعا باخودم با تو بابقیه در صلحمم…
دعوا ندارم… خداروشکرکه باتو اشناشدم❤️
مهم ترین ویژگی هایی که ازتو یادگرفتم این بود…پشتکارداشتن… منتظر نتیجه نبودن…صبووووور بودن
روز پزشک مبارک بهترین پزشک زندگیم
writer:S.Gh